تبلیغات
وبلاگ خبر رسانی باشگاه آرسنال - تاریخچه کامل باشگاه آرسنال
در اواخر سال 1886 گروهی از کارگران کارخانه اسلحه سازی وولویچ

آرسنال تصمیم گرفتند یک تیم فوتبال تشکیل دهند. نام خود را دایال

اسکوئر (Dial Square) گذاشتند که در واقع نام یک ساعت آفتابی بود

که بر فراز ورودی کارخانه قرار داشت.

در 11 دسامبر 1886، به خاطر پیروزی 6-0 در مقابل ایسترن واندررز

(Eastern Wanderers) سر و صدای فراوانی ایجاد کردند که اولین بازی

آن ها در نخستین لباسشان محسوب می شد. کمی پس از آن نام

رویال آرسنال (Royal Arsenal) را بر خود نهادند.

گروهی از بازیکنان ناتینگهام فارست (Nottingham Forest) به باشگاه

ملحق شدند و این ارتباط با برندگان آینده جام اروپا (European Cup)

سبب به وجود آمدن پیراهن های مشهور سرخ رنگ آرسنال شد. این

گروه از باشگاه سابق خود که 20 سال قبل تأسیس شده بود در

خواست لباس های اضافی کردند. فارست به موقع این لطف را انجام داد

 و آرسنال لباس سرخ رنگ را به تن کرد و هرگز آن را تغییر نداد.

در سال های اولیه، آرسنال برای برگزاری بازی های خود، در تعداد

انگشت شماری از زمین ها مختلف در منطقه پلامستد (Plumstead) در

 حرکت بود. آن ها کار خود را به صورت مشترک در پلامستد آغاز کردند

اما برای دومین فصل، رویال آرسنال زمین اسپورتزمن (Sportsman) که

در همان حوالی پلامستد وجود داشت را اجاره کرد. اینجا بود که باشگاه

 برای اولین بار در جام قدیمی لندن در رده بزرگسالان

London Senior Cup
شرکت کرد، هرچند توسط بارنز (Barnes) در دور

دوم شکست خورد، اما چرخ ها همچنان در حرکت بودند و با حمایت

بیشتر باشگاه، زمین مینور (Manor) را برای فصل بعد اجاره کردند.

اولین حضور رویال آرسنال در جام حذفی، در فصل 1889/90 به وقوع

پیوست. در همان سال، آرسنال موفقیت سه گانه ای را برای خود

تضمین کرد. فتح جام خیریه لندن (the London Charity Cup)، جام

قدیمی کنت (the Kent Senior Cup) و جام جدید کنت

the Kent Junior Cup

در سال بعد، باشگاه مجدداً تغییر مکان داد. این بار به زمین اینویکتا

(Invicta) رفت و به مدت 6 سال در آنجا ماندگار شد.

افزایش کلی نتایج موفقیت آمیز آرسنال تنها یک معنا به همراه داشت،

حرفه ای شدن. این موضوع مدیران فوتبال را شوکه کرد و باشگاه از

کمیته فوتبال لندن اخراج شد و توسط بسیاری از تیم های جنوب لندنی

نیز طرد شد، در طی همان فصل بود که باشگاه نام خود را به وولویچ

آرسنال تغییر داد.

افزایش اجاره زمین اینویکتا به این معنا بود که آرسنال باید به خانه

قدیمی خود در زمین مینور باز می گشت، که همان زمین را نیز کاملاً

 خریداری کرد. این مکان تا تغییر محل تیم به هایبوری در سال 1913،

خانه آرسنال محسوب می شد.


موفقیت آرسنال در طی آخرین سال های قرن 19 ثابت و مداوم بود

 موقعیت آن ها در لیگ تا زمانی که در سال 1903 به لیگ یک راه یافتند،

بهتر و بهتر می شد. سه سال بعد، توپچی ها دو فصل پیاپی به فینال

نیمه نهایی جام حذفی رسیدند. گرچه پلامستد راه حل ایده آلی برای

آرسنال نبود و در حالی که موقعیت مالی باشگاه روبه وخامت می رفت

و تهدیدهای طرد شدن افزایش می یافت، رئیس فولهام، هنری نوریس

(Henry Norris) از راه رسید و مانع این کار شد.

نوریس متوجه شد که لازم است به هایبوری نقل مکان کند که مکان به

مراتب مناسب تری بود. پس از سقوط به لیگ دسته دو در سال 1913،

باشگاه به خانه جدید خود رفت. در عرض 2 سال پس از این جابجایی،

پیشوند وولویچ را از نام تیم برداشتند و باشگاه به عنوان آرسنال اف

سی (Arsenal FC) شناخته شد.

در پایان جنگ جهانی اول، دو تیم دیگر به ظرفیت لیگ دسته یک اضافه

شد که آرسنال یکی از آن ها بود و تحت هدایت سرمربی جدید

باشگاه، لسلی نایتون (Leslie Knighton)، توپچی ها شش فصل

نخست ابتدایی پس از جنگ را با چند موفقیت متعادل سپری کرد اما

هنری نوریس، رئیس آن زمان باشگاه آرسنال خواهان پیروزی های

بیشتر بود و در سال 1925 اعلام کرد که به دنبال مربی جدیدی است و

برای این مساله آگهی داد.

یک متقاضی ویژه اعلام امادگی کرد، مردی اهل یورک شایر (Yorkshire)

به نام هربرت چاپمن (Herbert Chapman) که با آمدن خود باشگاه را

برای همیشه تغییر داد.

در سال 1891 باشگاه حرفه ای شد. و نام خود را به وولویچ آرسنال

 تغییر داد.

کمیته محلی فوتبال لندن تلاش کرد سایر باشگاه های لندنی مانند

تاتنهام (Tottenham)، کوئینز پارک رنجرز (Queen's Park Rangers) و

میلوال (Millwall) را متقاعد کند تا یک لیگ جنوبی تشکیل دهند اما این

پیشنهاد پذیرفته نشد، بنابراین وولویچ آرسنال به لیگ فوتبال انگلستان

درخواستی داد در سال 1893 در لیگ دسته دو پذیرفته شد.

در آن زمان آن ها تنها تیم حرفه ای لندن بودند و اولین باشگاه در جنوب

شهر بیرمنگام سیتی بودند که در لیگ پذیرفته شدند.

همان سال وولویچ آرسنال به زمین مینور (Manor) بازگشت، اولین

زمینی که سکوهایی بزرگ با کناره ای پُرشیب داشت و به اصطلاح

اسپیون کپ (Spion Kop) شناخته می شد که برگرفته از نام سربازانی

 بود که از جنگ بوار (Boer) باز می گشتند. بنابراین کوپ (Kop) اصلی

به وولویچ آرسنال تعلق داشت.

اولین بازی آن ها در لیگ، روز شنبه دوم سپتامبر همان سال در مقابل

دیگر باشگاهی که اتفاقاً آن هم به تازگی به لیگ ملحق شده بود برگزار

 شد، نام آن تیم نیوکاسل یونایتد (Newcastle United) بود. این بازی در

زمین مینور انجام شد و با دو گلی که شاو (Shaw) و الیوت (Elliott)

برای توچی ها به ثمر رساندند، حساب کار 2-2 خاتمه یافت.

یک هفته بعد وولویچ آرسنال متحمل اولین شکست خود در لیگ شد.

توپچی ها با نتیجه 3-2 بازی را به نوتس کانتی (Notts County) واگذار

کردند. دو روز بعد اولین پیروزی باشگاه در لیگ شکل گرفت، در روزی

که جان هیث (John Heath) با زدن سه گل توانست هت تریک کند،

آرسنال با نتیجه 4-0 والسال (Walsall) را درهم کوبید.

در اولین فصل حضور توپچی ها در لیگ، نیوکاسل یونایتد در خانه خود

6-0 وولویچ آرسنال را مغلوب کرد و برتون سویفتز (Burton Swifts) نیز

در خانه خود 6-2 آرسنال را شکست داد اما قرمزپوشان با دو پیروزی

3-6 در خانه میدلزبرو آیرونوپلیس (Middlesbrough Ironopolis) و 6-0 در

 خانه خود مقابل نوریچ ویکتوریا (Northwich Victoria)، آن دو شکست را

 جبران کردند.

وولویچ آرسنال پیروزی جانانه ای را را در چهاردهم اکتبر 1893 رقم زد.

توپچی ها موفق شدند در جام حذفی، آشفورد یونایتد

Ashford United را با نتیجه 12-0 شکست دهند. این پیروزی برزرگترین

 برد تیم در رقابت های قدیمی شناخته شده است.

وولویچ آرسنال در اولین فصل حضور خود در لیگ، در جدول 15 تیمی

بازی ها، با کسب 28 امتیاز از 28 بازی در مکان نهم جای گرفت،

عملکردی آبرومندانه که نقطه عطفی در شروع مبارزات باشگاه

محسوب می شد.


نقل مکان آرسنال از وولویچ به هایبوری به دلیل جاه طلبی و همچنین

نیاز توپچی ها بود. بدون این کار، باشگاه حتی نمی تواسنت روی پای

خود بایستد و یقیناً دیگر قادر نبود به یکی از مشهورترین نام ها در

فوتبال اروپا و جهان تبدیل شود.

تا پایان فصل 1912/1913 اوضاع مالی آرسنال در وضع وخیمی قرار

داشت. هنری نوریس (Henry Norris) که به تازگی مالک باشگاه شده

 بود، ماجرا را این گونه برای خود ترسیم کرد " اگر آرسنال می خواهد در

فوتبال انگلستان به یک قطب مهم تبدیل شود، باید تغییر مکان دهد. "


نوریس و ویلیام هال (William Hall)، زمین های آزاد موجود در باترسی

 (Battersea) و هارینگی (Harringay) را مورد بررسی قرار دادند اما هیچ

 کدام از این مکان ها خواسته آن ها را برآورده نمی کرد. هایبوری در

شمال رودخانه تیمز (Thames) نزدیک باشگاه دیگری به نام تاتنهام

(Tottenham) بود، دقیقاً همان جایی که نوریس سعی می کرد از آن

دوری کند. اما ایستگاه مترویی که در مجاورت آن قرار داشت، شانس

باشگاه برای جذب جمعیت بیشتر را افزایش می داد و همین امر

 هایبوری را به گزینه ای مناسب و قانع کننده تبدیل می کرد.

پس از مذاکرات طولانی، آرسنال مکان مورد نظر را با مبلغ 20000 پوند

 برای مدت 21 سال اجاره کرد. به سرعت اعتراضاتی مبنی بر نقل

مکان آرسنال به شمال لندن صورت گرفت. باشگاه های تاتنهام و

کلاپتون اورینت (Clapton Orient) آن زمان در هومرتون (Homerton)

بازی می کردند، آن ها نسبت به حضور آرسنال در آن منطقه نگران و

بیمناک بودند و ساکنان محلی هم از این بابت ناراضی بودند اما پس از

اینکه کمیته مدیریت لیگ (League Management Committee)

دادخواست ساکنان و باشگاه هایی که در مجاورت هایبوری بودند را

نپذیرفت، آرسنال اجازه یافت در خانه جدید خود ماندگار شود.

آخرین بازی باشگاه در زمین قدیمی مینور (old Manor Ground) در 26

آپریل 1913 مقابل میدلزبرو برگزار شد که با تساوی 1-1 پایان یافت. از

آن پس وولویچ آرسنال (Woolwich Arsenal) به نام آرسنال

The Arsenal) شناخته شد (گرچه نام رسمی باشگاه همان آرسنال

 بود) و هنری نوریس نیز شروع به سرمایه گذاری در خانه جدید باشگاه

کرد.

در عرض 4 ماه، زمین جدید هموار شد و جایگاه سرپوشیده تماشاگران

 نیز تقریباً آماده شد و صندلی ها و نرده ها نیز نصب شد. در 6 سپتامبر

 1913، اولین بازی آرسنال در ورزشگاه هایبوری مقابل لستر فاس

(Leicester Fosse) برگزار شد و به شکل کاملاً باور نکردنی، نوریس از

 برگزاری این دیدار 125 هزار پوند سرمایه برای باشگاه بدست آورد.

توپچی ها با پیروزی 1-2 مقابل مقابل لستر فاس، شروع خوبی در خانه

جدید خود داشتند. اندی دوین (Andy Devine) بازیکن اسکاتلندی

توپچی ها، اولین گل را برای آرسنال در هایبوری به ثمر رساند. هدف

بعدی نوریس، حضور در لیگ دسته یک بود و به نظر می رسید آرسنال

آماده انجام این کار بود اما پس از گذشت یک سال از نخستین بازی

آرسنال در هایبوری، اروپا وارد جنگ شد، در نتیجه نوریس باید صبر 

میکرد.


تصاویری از ورزشگاه هایبوری

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/Highbury4.jpg

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/Highbury3.jpg

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/Highbury5.jpg

دهه 70 با شکوه آغاز شد و خیلی خوب نیز به پایان رسید، اگرچه سال

های میانی آن عمیقاً مأیوس کننده بود.

در آواخر دهه 60 این احساس وجود داشت که آرسنال در حال رشد

است. با ورود به دهه جدید، تیم پیروز جام حذفی جوانان 1966 شروع

به جایگزینی در تیم اول نمود. آن ها حتی به فتح جام اتحادیه در سال

های 1968 و 1969 بسیار نزدیک بودند. به هر حال آن ها برای آغاز

مسیر پر افتخار خود تنها به یک موفقیت نیاز داشتند.

این اتفاق در اروپا محقق شد. تیم برتی می (Bertie Mee) برای رسیدن

 به فینال جام بین شهری اروپا موسوم به فیرز کاپ (Fairs Cup) - شکل

 اولیه جام یوفا - با مشکل روبرو نشد. توپچی ها در مرحله یک چهارم

نهایی در مجموع دو دیدار با 9 گل دینامو باکائو (Dinamo Bacau) -

تیمی از کشور رومانی - را از پیش رو برداشتند. آن ها برای رسیدن به

 فینال بازی ها با آژاکس قدرتمند روبرو شدند که از وجود یوهان کرایوف

بهره می برد، با این حال با برتری 3-1 در مجموع دو دیدار به یک قدمی

کسب جام رسیدند اما به نظر می رسید به دست آوردن آن جام به این

 آسانی ها نیست. در بازی اول فینال، آرسنال در خانه اندرلخت با سه

گل عقب افتاد اما تک گل ری کندی در دقایق پایانی، طناب نجاتی را به

 سوی توپچی ها پرتاب کرد و آن ها نیز با پیروزی درخشان 3-0 در

هایبوری، با دستان خود جام را در آغوش گرفتند.

در حالی که تیم سرشار از اعتماد به نفس بود، به نظر می رسید برد

دوگانه فصل بعد آن ها در سال های دیگر بارها تکرار خواهد شد، اما

اینگونه نشد.

آرسنال در در کل فصل رقابت شانه به شانه ای را با لیدز یونایتد ایجاد

 کرد. لیدز با 42 بازی 63 امتیازی بود و آرسنال با یک بازی کمتر و یک

امتیاز کمتر در رتبه دوم قرار داشت. همه چیز به روز پایانی و به دیدار

آخر توپچی ها بستگی داشت. تیم می (Mee) برای رسیدن به قهرمانی

 تنها به یک پیروزی و یا حداقل یک تساوی بدون گل نیاز داشت.

شکست در این دیدار و یا یک تساوی با گل می توانست جام را در

الندرود (Elland Road ورزشگاه لیدز) نگه دارد. از قضای روزگار، بازی

پایانی آرسنال در وایت هارت لین و در مقابل رقیب سرسخت آن ها

یعنی تاتنهام بود اما ضربه سر دقایق پایانی ری کندی، به راستی افتخار

 آفرینی کرد.

این تنها عنوان قهرمانی آرسنال در لیگ برای 18 سال گذشته بود اما 5

روز بعد توپچی ها واقعاً تاریخ سازی کردند. گلزنی ادی کلی

Eddie Kelly و گل به یاد ماندنی چارلی جورج (Charlie George) باعت

 شد تیم برتی می (Bertie Mee) به بازی بازگردد و در فینال جام حذفی

 2-1 لیورپول را شکست دهد.

آرسنال به چهارمین تیم تاریخ انگلستان و دومین تیم در قرن بیستم

تبدیل شد که توانست در طول یک فصل هم لیگ و هم جام حذفی را

فتح کند.

متأسفانه عصر آن روز آفتابی اوج درخشش این تیم بود. آن ها سال بعد

 فینال جام حذفی را به لیدز واگذار کردند و در فصل 1972/73 در لیگ به

 مقام دوم رسیدند. می (Mee) با پرداخت 220,000 پوند، (Alan Ball) را

که همراه با انگلستان به مقام قهرمانی جام جهانی 1966 رسیده بود

به هایبوری آورد اما تیم کاملاً متزلزل پیش می رفت. در سه فصل آینده

آن ها به ترتیب به رتبه های دهم (1973/74)، شانزدهم (1974/75) و

هفدهم (1976/76) دست یافتند و با این حساب در سال 1976 تری

نیل (Terry Neill) جانشین برتی می (Bertie Mee) شد.

او پت جنینگز (Pat Jennings) را از تیم سابق خود، تاتنهام، به هایبوری

آورد و با پرداخت مبلغ £333,333.34p (مساوی با 333,333 پوند و 34

پنی) برای جذب مالکولم مک دونالد (Malcolm MacDonald) از

نیوکاسل، رکورد باشگاه در نقل و انتقالات را شکست. این بازیکنان تازه

 وارد درکنار استعدادهای نو ظهور باشگاه مانند لیام بریدی

(Liam Brady) و فرانک استپلتون (Frank Stapleton) بار دیگر آرسنال را

  به جمع هشت تیم برتر لیگ بازگرداند. به هر حال موفقیت های

درخشان آن ها
تنها با کسب جام نمایان می شد.


تیم نیل (Neill) به سه فینال متوالی جام حذفی در سال های 1978،

1979 و 1980 رسید. در اولی و سومی، توپچی ها با شکست غیر

منتظره 1-0 مقابل ایپسویچ و وستهم نتوانستند جام را تصاحب کنند. در

فینال 1979، پنج دقیقه پایانی بسیار پر حادثه بود زیرا بازیکنان نیل

(Neill) با 2 گل از از حریف خود پیش بودند اما منچستریونایتد با دو ضد

 حمله کار را در آخرین لحضات به تساوی کشاند. در هر صورت آلن

ساندرلند (Alan Sunderland) مهاجم توانمند آرسنال قلب حریف را

شکست و با گل خود در وقت های تلف شده، جام را برای توپچی ها به

 ارمغان آورد.

یک سال بعد، نیل (Neill) دریافت که یونایتد در آن بازی چه احساسی

داشت. چهار روز پس از شکست در فینال جام حذفی 1980 مقابل

وستهام، آرسنال در فینال جام برندگان جام اروپا، در ضربات پنالتی از

والنسیا شکست خورد تا نیل (Neill) و تیمش 2 جام را با کمترین

اختلاف ممکن از دست بدهند.



http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/4-1.jpg

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/1123.jpg

امروز سه شنبه 26 می بیستمین سالگرد شب به یاد ماندنی آرسنال در فتح لیگ در مرسی ساید است.

تیم جرج گراهام می بایست لیورپول را با اختلاف دو گل در آنفیلد

شکست می داد تا جام را از آنفیلد به هایبوری بیاورد. کاری که به نظر


خیلی ها فراتر از حیطه دسترسی توپچی ها بود. اما آرسنالی ها


تمامی این افراد را به مبارزه طلبیدند و ابتدا با ضربه ی سر "آلن

اسمیت" (Alan Smith) پیش افتادند و سپس با حمله ی دقایق پایانی

"مایکل توماس" (Michael Thomas) که نامش را در تاریخ آرسنال به

عنوان یک حمله ی مهارنشدنی ثبت کرد، توانستند این کار را انجام

دهند.

سایت رسمی آرسنال با چند تن از بازیکنان مؤثر آرسنال در آن شب

استثنایی صحبت کرده است که خلاصه ی ان را در ذیل می خوانید.


آلن اسمیت (ALAN SMITH) - زننده ی گل اول


بیست سال. باور نکردنیه. لحظه ی گل میکی (مایکل توماس) فراموش

نشدنیه. جان لوکیچ توپ را از کنار دروازه با پرتاب دست پراتب کرد به

سمت لی (لی دیکسون). لی توپ رو به من پاس داد و من می

دونستم فرصت کمی دارم. ما نمی دونستیم چقدر از وقت بازی مونده.

هر لحظه ممکن بود سوت بازی به صدا دربیاد. من میکی رو دیدم که

داره از من دور میشه منم در جهت حرکتش توپ رو براش فرستادم.

وقتی توپ با برخورد به دفاع لیورپول براش پله شد. من هم داشتم

مسیری که مایکل میره رو دنبال می کردم. دفاع های لیورپول داشتند

بهش نزدیک می شدند اما اون اصلاً عجله نداشت. اناگر همه چیز

داشت اسلوموشن پیش می رفت. او از زمانی که در اختیار داشت

استفاده کرد. اجازه داد تاGrobbelaar (دروازه بان لیورپول) بیرون بیاد و

سپس با فریب او توپ رو درون دروازه قرار داد. عجب لحظه ی دیوانه

کننده ای.
در مورد گل خودم روی یک ضربه ی آزاد بود. از این نوع ضربات در

تمریناتمون زیاد استفاده می کردیم و تمرین می کردیم. در مسابقات

قبل هم به کار ما نیامده بود. اما در آن لحظه چاره ساز شد. من، تونی

(آدامز) و استیو (بولد) در ترکیب تیم بودیم. همگی ما بالای 6 فوت قد

داشتیم. تونی خودش را به سمت توپ پرت کرد و مقداری آن را منحرف

کرد و من توانستم روی توپ تأثیر بگذارم. بازیکنان لیورپول به آفساید

اعتقاد داشتند. من جهت توپ را خیلی عض نکردم فقط کمک کردم توپ

مسیر خود را به خوبی بپیماید. بعد از مسابقه بعضی از بازیکنان لیورپول

می گفتند پرچم کمک داور را دیده اند که ابتدا بالا رفته و سپس پایین

آمده است!!!!! وقتی بازیکنان لیورپول داور و کمکش را احاطه کرده بودند

فکر می کردمی گل مردود اعلام شود اما وقتی داور به مرکز زمین

اشاره کرد ما به بازی امیدوار شدیم


نایجل وینتربرن (NIGEL WINTERBURN) - دفاع چپ


بیست سال از آن شب گذشت و وقتی هنوز خوب فکر می کنم

خاطرات آن شب هنوز برایم شیرین است. شرح دادنش برایم بسیار

مشکل است. در واقع ما باید قبل از ان تکلیف قهرمانی را مشخص

میکردیم اما باخت به دربی کانتی و تساوی مقابل ویمبلدون موجب شد

به آنجا رویم و نتیجه 2-0 را به دست آوریم. این یک دست آورد بزرگ

برای باشگاه و بازیکنان بود. شاید بزرگترین دست آورد من در زمان

بازیگری ام در این باشگاه.

من امیدوار بودم میکی توپ رو از دست بده چرا که من در جهت توپ

بودم و آماده ی ریباند. نه من 10 یارد با میکی فاصله داشتم و

در آن لحظه داشتم دعا می کردم این توپ گل شود. وقتی توپ به ثمر

رسید شما می توانید عکس العمل من و بقیه بازیکنان رو ببینید. چه

شبی بود!

بازی جمعه شب برگزار شد و مراسم خوشحالی ما تا تا جمعه بعد

ادامه داشت.


لی دیکسون (LEE DIXON) - دفاع راست


من خاطرات بسیاری از آن شب دارم. شفاف ترین خاطره ای که در

ذهنم باقی مانده لحظه ی گلزنی میکی توماس هست. من چشمانم

اشک آلود شد و به سمت جان لوکیچ برگشتم. هر دو همدیگر را در

آغوش گرفتیم. او نزدیک ترین فرد به من بود و من فقط گریه ها و در

آغوش گرفتن او را به یاد دارم. بعد متوجه این شدم که بازی هنوز ادامه

داره و سوت پایان بازی به صدا درنیمده. سعی کردم اشک هامو از

چشام پاک کنم قبل از اینکه لیورپولی ها بازی رو شروع کنند.
من نقش مؤثری در ل میکی داشتم. به جان گفتم تا وقتی توپ رو

گرفت به سمت من بندازه. من فکر می کردم وقت بازی تموم شده و

جان می خواد توپ رو شوت کنه. من بهش نزدیک شدم و او توپ رو

برای من پرتاب کرد. اما من انتخاب های زیادی نداشتم. اما توانستم

خوشبختانه توپ را مستقیم به هم تیمی هایم برسانم و باقی ماجرا.

عدد صفر جلوی اسم لیورپول به اندازه ی عدد 2 جلوی ام آرسنال ارزش

داشت. جرج در این بازی از سه مدافع استفاده کرد. این امر برای تیم

لیورپول تعجب آور بود. البته این امر برای ما هم تعجب اور بود. چون ما تا

قبل از شروع مسابقه نمی دونستیم باید با این شیوه بازی کنیم. اما

این حربه کارساز شد. ما در دفاع محکم ظاهر شدیم و آن ها را متوقف

ساختیم. من فکر می کنم اگر لیورپول مجبور بود بازی را ببرد بازی

متفاوت می شد. اون ها عقب نشسته بودند و ریلکس بودند و این به نفع ما شد. فکر جرج کارساز شد.


دیوید اولری (DAVID O'LEARY) - مدافع وسط تیم


من اصلاً نمی تونم باور کنم که 20 سال گذشته. اما شب فوق العاده و

لحظات بزرگی بودند. من به مجلسی که در استادیوم امارات بود رفتم و

خیلی برام لحظات خوبی بود چون دوستانی که خیلی وقت بود ندیده

بودم رو ملاقات کردم. فکر می کنم شفاف ترین خاطره ی من از اون

شب گل میکی توماس و عکس العمل هواداران بود.هواداران آرسنال در

گوشه ی پایینی ورزشگاه جایی که مایکل گل زد بودند و هنگام گل آن

ها شگفت انگیز بودند. پدر و برادر من هم جزو جمعیت بودند و من به

وضوح نمی توانستم آن ها را ببینم اما مطمئن بودم آن ها نیز با دیگران

در حال شادمانی هستند. این یک گل شگفت انگیز برای یک جام

شگفت انگیز بود.


پری گراوز (PERRY GROVES) - بازیکن تعویضی در آن بازی


واضح ترین خاطره ای که از آنفیلد 1989 به خاطر دارم سفر ما به آنجا

بود. کادر همراه ما 58 نفر بود. افراد مهم و سهمادارانی که 20 سال

است ندیدمشان نیز با ما بودند. من هم یکی از آن ها بودم. تیم ما

ریلکس بود. ما باید بازی را با اختلاف دو گل می بردیم. در آنفیلد. این

اصلاً کار غیرممکنی نبود. دست یافتنی بود. بچه ها ریلکس بودند و من

از دیدن بازی آن ها از روی نیمکت لذت می بردم.

نیمه اول 0-0 به پایان رسید. اگر ما می توانستیم یک گل به لیورپول

بزنیم، فشار روی لیورپولی ها زیاد می شد و ما می توانستیم گل دوم

را هم بزنیم. اما انتظار نداشتیم گل دوم دقیقه 94 به ثمر برسد. اما اگر

با بچه ها صحبت می کردید بیشتر از انچه که باور داشتند امیدوار بودند.

میکی 100 درصد بهترین مردی بود که می تاونست در آن موقعیت قرار

گیرد. البته او ده دقیقه قبل از گل یک موقعیت را از دست داد. او نشان

داد که بازی کردن برای آرسنال قدرت ذهنی بالایی می خواهد. او

خودش را در آن موقعیت در دقیقه پایانی قرار داد تا تاریخ را بسازد. وقتی

الان صحنه ی گل را می بینم فکر میک نم مدافعان می خواستند او را

بگیرند. به اعتقاد من این بزرگترین گل باشگاه آرسنال است.


آرسن ونگر - مربی کنونی آرسنال

من آن بازی را ندیدم چون ما بازی های انگلیس را به طور زنده در

 فرانسه نمی دیدیم. (در 1989) ما احساس می کردیم از انگلیس

بهتریم و تلویزیون بسیار کمتر از الان جهانی شده بود.

من گل های بازی را دیده ام اما کل بازی را ندیده ام. گل های بازی

 را بارها دیده ام. این گل ها تاریخ آرسنال را ساخته اند زیرا در دقیقه

پایانی و به طور غیرقابل پیش بینی ای به ثمر رسیدند. آن هم پیروزی

2-0 در آنفیلد که بسیار بزرگ است. وقتی مردم درباره ی آن لحظه

صحبت می کنند کاملاً احساس می کنید چه لحظه ی بزرگی بوده

است. از آن موقع ما فقط دفعات کمی موفق به برد در آنفیلد

شدیم.چیزی که شگفت انگیز است این است که لیورپول در آن روزگار

قدرت تسلط بر جزیره را داشت اما آن ها مکشلات زیادی برای تسط بر

انگلیس دارند کاری که در آن ذروزگار موفق به انجام آن شدند.


ایوان گازیدیس - مدیر اجرایی آرسنال

مراسم یادبود باورنکردنی رو داشتیم. من مقابل تلویزیون نشتم و بازی

20 سال پیش رو دیدم. دقیقه 52 وقتی آلن اسمیت گل زد مسابقه

جذاب شد و من از اینجا به بعد مسابقه را با دقت بیشتری دیدم. وقتی

گل دوم به ثمر رسید من داشتم به دیوار ضربه می زدم. یک لحظه ی

شگفت انگیز که تکرارنشدنی است. جذاب بود. همسر من آمریکایی

است و من تلاش کردم برای او توضیح دهم چقدر این امر محتمل بوده

است. اما نتوانستم همه ی انچه لازم است به او انتقال دهم. موارد

زیادی وجود داشت که این امر را غیرمحمتل می کرد. شاید غیرممکن

اما انجام شد. این یک امر شگفت انگیز است.
ما بیستین سالگرد این تفاق را همراه یک شام و مراسم تجدید خاطره

 داشتیم و سنت باشگاه را ادامه دادیم. بازیکنان قدیمی بازگشتند. ایناج

یک مکان ویژه است، آرسنال. یکی از بازیکنانی که در جشن حضور

نداشت David Rocastle بود. من فکر می کنم او یک جزء بزرگ تیم بود

و من فکر می کنم در تمامی بازی های ان سال حضور داشت. اما فوق

العاده است وقتی می بینی بازیکنان قدیمی بازمی گردند و تماشاگران

آن لحظه ها و و بازیکنان قدیمی را به یاد می آورند


پس از جدایی جورج گراهام، استوارت هوستون (Stewart Houston) و

بروس ریوچ (Bruce Rioch) در دو دوره کوتاه مدت هدایت تیم را بر عهده

گرفتند اما آرسنال نیازمند یک پاسخ بلند مدت بود. این کار قطعاً در گروه

حضور یک مرد فرانسوی نسبتاً ناشناخته بود که باشگاه را برای

همیشه متحول کند.

آرسن ونگر (Arsène Wenger) در سپتامبر 1966 پس از موفقیت قابل

توجه در موناکو (Monaco) و همینطور یک دوره کوتاه مدت باشگاه ژاپنی

گرامپوس ایت ناگویا (Grampus Eight Nagoya) وارد هایبوری شد. او

نخستین مربی غیر بریتانیایی آرسنال به شمار می رفت.

آرسنال در آن فصل چهارم شد اما مربی جدید رسماً نخستین فصل

کامل خود را با قرارگیری در جایگاه اول جدول به پایان رساند. در

مقاطعی از فصل 1997/98، توپچی ها 12 امتیاز کمتر از منچستریونایتد

داشتند اما عملکرد خارق العاده تیم در نیم فصل دوم رقابت ها باعث

جبران این اختلاف شد و سربازان آرسن ونگر دو هفته مانده به پایان

بازی ها قهرمانی خود را تثبیت کردند. دو هفته بعد آن ها جام حذفی را

نیز بالای سر بردند تا آرسن ونگر در اولین فصل کامل کاری خود 2 جام

را برای آرسنال به ارمفان آورد.

مرد متفکر فرانسوی همانطور که آرسنال را در زمین بازی دگرگون کرده

بود، در خارج از زمین نیز انقلابی در زندگی بازیکنانش وجود آورد و با

ایجاد یک رژیم غذایی بسیار مدرن، تحولی عظیم در فوتبال جزیره پدید

آورد. مربی جوان آرسنال در شکل دهی ترکیب خود نیز وسواس ویژه

ای داشت. اضافه شدن بازیکنانی مانند پاتریک ویرا (Patrick Vieira)،

امانوئل پتی (Emmanuel Petit) و مارک اورمارس (Marc Overmars) در

حالی که تیم پیش از آن چهره های پر غروری مانند دیوید سیمن

(David Seaman)، تونی آدامز (Tony Adams) و دنیس برگ کمپ

(Dennis Bergkamp) را در آختیار داشت، ترکیبی ایده آل را در اختیار

ونگر قرار داد.

دلاور مرد دیگر هایبوری که زیر نظر آرسن ونگر به شکوفایی بیشتر

 رسید، یان رایت بود. او در هنگام ورود ونگر به هایبوری، با رکورد گلزنی

 تاریخ باشگاه که در اختیار کلایف باستین (Cliff Bastin) بود فاصله

چندانی نداشت و سرانجام 179 گل جادویی خود را در 13 سپتامبر

1997 مقابل بولتون به ثمر رساند. در پایان شاید بهترین خرید ونگر،

تیری هانری (Thierry Henry) بود که پس از حدود 8 سال توانست

رکورد رایت را شکسته و از او پیشی گیرد.

هانری در آگوست 1999 به آرسنال پیوست، پس از اینکه شاگردان ونگر

در ماه می همان سال با اختلاف تنها یک امتیاز قهرمانی لیگ را به

منچستر یونایتد واگذار کردند. در ابتدا سازگاری این جوان فرانسوی با

خشونت و تحرک لیگ برتر دور از ذهن به نظر می رسید اما سرانجام

پس از اینکه نتوانست در هشت بازی نخستش برای باشگاه گلزنی

کند، گل ها یکی یکی به سمت او آمدند و ستاره نیمکت نشین

یوونتوس موفق شد در آن فصل 26 گل تأثیرگذار به ثمر برساند.

شکست در فینال جام یوفا و همینطور فینال جام حذفی یه این معنا

 بود که هانری هنوز هیچ جامی را برای هایبوری به ارمغان نیاورده، اما

برای انجام این کار نباید زیاد صبر می کرد.

در فصل 2001/02 ترکیب آرسن ونگر برای فتح دوگانه به یاد مادنی دیگر

دست بکار شدند. آن ها در پایان لیگ 7 امتیاز بیشتر از لیورپول کسب

کردند و عنوان قهرمانی خود را با یک پیروزی دلچسب مقابل منچستر

یونایتد در الدترافورد تثبیت کردند، درست 4 روز پس از آنکه در فینال جام

حذفی چلسی را با نتیجه 2-0 مغلوب کردند.

با وجود اینکه در فصل 2002/03 یک بار دیگر جام حذفی را به خانه بردند

 اما دیگر نتوانستند برد دوگانه خود را تکرار کنند اما دلسردی فصلی که

سپری شد با فتح لیگ بدون شکست در سال بعد کاملاً جبران شد و

رکورد شکست ناپذیری طولانی مدت ناتینگهام فارست نیز پشت سر

گذاشته شد. 49 بازی، 36 پیروزی، 13 تساوی و بدون شکست، به

واقع آرسنال شکست ناپذیر بود.

ونگر انگلستان را تسخیر کرده بود اما اروپا هنوز از خود مقاومت نشان

می داد. یک شکست در یک چهارم نهایی 2004 مقابل چلسی،

نزدیکترین موقعیت آرسنال به ارزشمند ترین جام اروپا بود اما همه اینها

در ماه می 2006 و هنگامی سربازان ونگر برای رسیدن به فینال پاریس

 تمام راه ها را پشت سر گذاشتند به فراموشی سپرده شد.

آرسنال به سرعت به یکی قابل احترام ترین تیم های اروپا تبدیل شد.

آن ها در فوریه 2004 و هنگامی که ساخت خانه جدید و مدرن خود در

آشبرتون گروو (Ashburton Grove) را آغاز کردند، بار دیگر عظمت و جاه

طلبی خود را به رخ جهانیان کشیدند. با خداحافظی از هایبوری،

استادیوم امارات رسماً درهای خود را از تابستان 2006 گشود. این

انتقال، گامی جسورانه برای آینده باشگاه با گذشته ای درخشان بود.

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/556.jpg

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/123~0.jpg

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/6~1.jpg


اگر بیننده مسابقات آرسنال از 1991 تا 2007 بوده اید، باید بگوییم بسیار

 خوش شانس هستید زیرا شاهد هنرنمایی دو مهاجم هیجان انگیز در

 اوج دوران بازیگریشان بوده اید.

یان رایت و تیری هانری هرگز در بازی های رسمی کنار یکدیگر قرار

 نگرفته اند اما در فصل 1998/99 جدا از یکدیگر به رقابت پرداختند. هر دو

 با گل ها، احساسات و رفتار خود به مدت 16 سال افتخارات گوناگون را

برای آرسنال به ارمغان آوردند.

هر دو تاریخ ساز شدند و هر دو آفسانه های واقعی آرسنال هستند. در

 اینجا می خواهیم از آن ها قدردانی به عمل آوریم.

یان رایت

از لحظه ای که او در سال 1991 وارد هایبوری شد، گل های زیادی

 برای آرسنال به ثمر رساند، یک هت تریک در اینجا، یک پیروزی حیاتی

 در آنجا، رایتی (Wrighty، لقب یان رایت) آقای قابل اعتماد در مقابل

دروازه بود جهت گلزنی بود و بدون شک یک تمام کننده ی ذاتی در

تاریخ باشگاه به شمار می رود، او استعدادی ذاتی در این کار داشت.

رکورد 178 گل کلایف باستین (Cliff Bastin) بسیار مطمئن و دست

نیافتنی به نظر می رسید، حتی زمانی که رایت در سپتامبر 1991 برای

نخستین بار در جام اتحادیه مقابل لستر به میدان رفت. در پایان بازی او

گلی به ثمر نرساند اما در پایان اولین فصل حضورش در آرسنال، او به

طور متوسط در هر بازی 2 گل به ثمر رساند. حالا به نظر می رسید که

کلایف باستین مدعی جدیدی برای ناج پادشاهی خود پیدا کرده!!

هنگامی که فصل 1997/98 آغاز شد، رایت 174 گل به ثمر رسانده بود،

 3 گل در 2 بازی آغازین فصل در مقابل لیدز و کاونتری او را به رکورد گل

های باستین نزدیک تر کرد. جهان فوتبال منتظر ثبت این رکورد اجتناب

ناپذیر بود.

و هنوز هم منتظر بودند زیرا سیل گل های رایت ناگهان خوشکید. او

سه بازی بدون گل را به اتمام رساند و این برای رایت که آن تعداد گل را

در کارنامه داشت بسیار بعید بود. یک وقفه بین المللی این خشکسالی

 را افزایش داد و برای بیش از یک ماه مانع گلزنی او شد. که بولتون در

13 سپتامبر 1997 هنگامی به شمال لندن سفر می کرد که رایت قصد

داشت طلسم ناکامی ها را از بین ببرد و گل های بیشتری به ثمر

برساند.

بولتون در هایبوری یک گل غیر منتظره به ثمر رساند اما دقیقه 20 رایت

با پاس برگکمپ از سمت راست وارد محوطه جریمه شد و ضربه

پرقدرت پای راست خود را به گوش دروازه کیت براناگان

Keith Branagan) فرستاد. بدون شک این گل تسکین به موقعی بر

 دوران بی ثمری رایت بود. او پیراهن خود را در آورد که روی آن نوشته

بود " 179، فقط انجام آن مانده " در حقیقت این گل 178 او بود.

این پیراهن پنج دقیقه بعد بار دیگر بالا رفت. دنیس برگکمپ یک تنه به

دفاع حریف زد اما ضربه او را دروازبان با پا برگشت داد. پاتریک ویرا از راه

 رسید و با تکل خود توپ را در دهانه دروازه قرار داد و رایت در فاصله ای

کمتر از 5 یارد فرصت پیدا کرد تا دروازه بدون دروازبان را باز کند. اگر تمام

 179 گل او برای آرسنال را در نظر بگیریم، احتمالاً این ساده ترین آن ها

 بود.

غوغایی در هایبوری برپا بود. تمام تیم برای تبریک گفتن به رکورد دار

 جدید گلزنی باشگاه به سمت او دویدند و طرفداران خانگی که از آغاز

 مسابقه مایل بودند رایت رکورد باستین را ترقی دهد، با تمام وجود او را

تشویق می کردند. این شادمانی تا زمانی که بولتون آماده شروع مجدد

بازی می شد ادامه داشت.

طبق معمول رایت توانست هت تریک کند و تیم آرسن ونگر بازی را 4-1

 پیروز شد، روز بی نقص برای مردی که شایسته قرارگیری نامش در

تاریخ باشگاه به عنوان یکی از بزرگان آرسنال بود.

تیری هانری


هنگامی که رایت آمار گل های باستین را ترقی داد، احتمالاً فکر 

میکرد رکوردش تا چند دهه در تاریخ باشگاه باقی خواهد ماند. اما مجدداً

 این کار انجام شد. مانند بسیاری از ما، او احتمالاً تیری هانری را به

حساب نیاورده بود.

مرد فرانسوی در تابستان 1999 به عنوان یک بازیکن کناری با استعداد

وارد هایبوری شد. قطعاً هیچ خطری رایتی را تهدید نمی کرد؟؟ البته نه

تا زمانی که ونگر هانری را به یک مهاجم فوق ستاره و یکی از غیرعادی

 ترین استعدادهای قرمز وسفید پوشان تبدیل کند.

هانری ویدئوهای بازی های رایت و تمام کنندگی او را تماشا می کرد

اما در 18 اکتبر 2005، او با دو گل خود مقابل اسپارتاپراگ

Sparta Prague) در لیگ قهرمانان اروپا، از دوست خود پیشی گرفت.

رکورد رایت تا 8 سال و 35 روز حفظ شد.

لحظه خاص هانری تا مدتها در ذهن ها باقی خواهد ماند، به ویژه برای

کسانی که به پراگ سفر کردند. مرد فرانسوی قرار نبود پس از 6 هفته

دوری از بازی ها به علت مصدومیت کشاله ران خود بیش از 30 دقیقه

بازی کند اما روی یک اتفاق، وی پس از 15 دقیقه جانشین خوزه آنتونیو

رییس (Jose Antonio Reyes) شد که به علت مصدومیت نمی توانست

کار را ادامه دهد.


ضربات خارق العاده هانری نه تنها آرسنال را پیش انداخت، بلکه تعداد

گل های او را به عدد 185 رساند تا با رکورد رایت برابری کند. 16 دقیقه

به پایان بازی، روی پاس بی نقص رابرت پیرس، لحظه تاریخی برای

 هانری و آرسنال شکل گرفت.

شکل گرفت، این گل 186 بود، گلی که همیشه در ذهن ها باقی

خواهد ماند و تی تی را به برترین گلزن تاریخ باشگاه تبدیل کرد.

این یک حزکت خارق العاده نبود، تنها یک چرخش ساده و یک ضربه آرام.

 این 186 گل هانری تنها در 303 حضورش در لباس آرسنال بود.

موفقیتی غیر قابل باور از بازیکنی استثنایی.

هانری در پرواز از پراگ به خانه گفت " وقتی گل دوم را به ثمر رساندم،

 می خواستم هم تیمی هایم با من جشن بگیرند اما در آن موقع، در

ششمین سال حضورم در آرسنال هم تیمی های خود را بیاد آوردم.

افرادی مانند دنیس، پاتریک، مانو پتی و مارک اورمارس. آن ها بازیکنانی

هستند که به من پاس داده اند. تنها کاری که باید می کردم این بود که

توپ را به تور می چسباندم. اگر آن ها نبودند این اتفاقات به این سرعت

 نمی افتاد. "

هانری 226 گل برای آرسنال به ثمر رساند که آخرین آن ها در تساوی

1-1 مقابل میدلزبرو در 3 فوریه 2007 بود. برترین گلزن تاریخ باشگاه

آرسنال چهار ماه بعد به بارسلونا پیوست اما تیری هانری برای همیشه

" مرد آرسنال " باقی خواهد ماند.


http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/HA~0.jpg

وقتی آرسنال چهره نسبتاً ناشناخته آرسن ونگر را در سپتامبر 1996 به

عنوان سرمربی برگزید، اَبروها به نشانه تعجب بالا رفتند.

با این حال تنها پس از 10 ماه، مرد فرانسوی ترکیبی را شکل داد که

قادر بودند تسلط منچستریونایتد در لیگ برتر را به چالش بکشند.

بنابراین با امضای چند قرارداد زیرکانه و جذب بازیکنانی مانند امانوئل پتی

 (Emmanuel Petit)، مارک اورمارس (Marc Overmars) و نیکلاس آنلکا

(Nicolas Anelka)، ونگر و آرسنال آماده بودند تا با تمام قوا برای فتح

عناوین در فصل 1997/98 حرکت کنند.

در نگاه اول، موفقیت این تیم بعید به نظر می رسید. توپچی ها رقابت

ها را با عدم هماهنگی آغاز کردند و در 18 بازی اول خود 4 شکست و

6 تساوی بدست آوردند. با این حال شکست 3-1 خانگی در 13 دسامبر

مقابل بلکبرن آخرین آن ها بود. شاگردان آرسن ونگر پس از این دیدار،

26 بازی بدون شکست را ثبت کردند تا نه تنها برای اولین بار جام

قهرمانی لیگ برتر را به هایبوری بیاورند، بلکه به فینال جام حذفی نیز

راه پیدا کنند تا در آستانه یک دابل حیرت انگیز باشند.

تک گل امانوئل پتی مقابل دربی کانتی در 26 آوریل باعث شد توپچی

ها برای تثبیت عنوان قهرمانی خود تنها به 3 امتیاز در 3 بازی باقی مانده

نیاز داشته باشند. اما با توجه به اینکه دو بازی پایانی آرسنال در آنفیلد و

ویلا پارک بود، 3 امتیاز خانگی مقابل اورتون در 3 می از اهمیت ویژه ای

برخوردار بود.

مدافع اورتون اسلاون بیلیچ (Slaven Bilic) به اشتباه دروازه خودی را باز

 کرد و در ادامه مارک اورمارس روی دو حرکت افرادی ویران کننده

اختلاف را به سه گل برساند، قهرمانی آرسنال تضمین شده بود.

هواداران آرسنال سر از پا نمی شناختند اما بیاد ماندنی ترین لحظه

فصل هنوز در راه بود.

در حالی که هنوز ثانیه هایی تا پایان باقی مانده بود، تونی آدامز

Tony Adams، مدافع کهنه کار توپچی ها به یکباره از میانه میدان عبور

کرد و خود را به دفاع حریف رساند، شریک او در مزکز دفاع یعنی استیو

بولد (Steve Bould) پاس در عمق بی نقصی را پشت مدافعین اورتون

برای او ارسال کرد. کاپیتان با استپ سینه توپ را متوقف کرد و ضربه

محکم و غیر قابل مهار خود را با پای چپ به گوش دروازه فرستاد تا

نتیجه قاطعانه 4-0 شکل گیرد.

آرسنالی ها بار دیگر قهرمان شده بودند و تنها دو هفته بعد آن را به یک

دال تبدیل کردند.

http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/56.jpg

توپچی ها در این دیدار فاصله زیادی با بهترین روز خود داشتند ولی باز

هم نیوکاسل تیمی نبود که بتواند مقابل آن ها مقاومت کند. یک گل در

هر نیمه کافی بود تا هفتمین جام حذفی در تاریخ باشگاه به هایبوری

بیاید.

اولین آن پس از 23 دقیقه وارد دروازه حریف شد. هیچ یک از دو تیم در

15 دقیقه ابتدایی بازی نتوانستند موقعیت جدی پدید آورند اما امانوئل

پتی با پاس در عمق عالی خود توپ را پشت سر الساندرو پیستونه

(Alessandro Pistone) به مارک اورمارس رساند. بال چپ هلندی نیز با

تیزهوشی کامل توپ را از میان دو پای شی گیون (Shay Given) وارد

دروازه کرد.

نیوکاسل در نیمه دوم خطرناک ظاهر شد و دو بار توسط آلن شیرر

(Alan Shearer) و نیکوس دابیزاس (Nikos Dabizas) به گلزنی نزدیک

 شدند اما 21 دقیقه مانده به پایان بازی، امیدهای آن ها به کلی از بین

رفت. آنلکا از تله آفساید گریخت تا پاس ری پارلر (Ray Parlour) را

بدست آورد و از پشت محوطه جریمه ضربه زمینی خود را به سمت

دروازه شلیک کند. شدت توپ زیاد بود و گیون نتوانست مانع ورود آن به

 دروازه شود.

ری پارلر که پس از عملکردی خستگی ناپذیر در میانه میدان به عنوان

برترین بازیکن زمین شناخته شد می توانست گل سوم آرسنال را نیز

به ثمر برساند اما کمی بدشانس بود و توپش به تیرک دروازه برخورد

کرد. پس از او مارک اورمارس با تکیه بر هوش خود می توانست گل

دیگری را وارد دروازه نیوکاسل کند اما گیون اشتباه خود را جبران کرد.

هافبک هلندی وقتی دید گیون از دروازه بیرون آمده، از میانه میدان و از

فاصله ای حدودا 40 متری چیپ استادانه ای را روانه دروازه کرد اما گیون

 روی خط دروازه در دو مرحله توپ را در آغوش گرفت.

سوت پایان مهر تأییدی بر موقعیت آرسنال به عنوان بهترین تیم فوتبال

 انگلستان بود و قاطعانه تصمیم باشگاه در انتصاب ونگر به عنوان مربی

در سال 1996 را توجیه کرد. جدا از همه این ها، چگونه می توانید به

فاتح یک برد دوگانه شک کنید؟؟


سیلوین ویلتورد (Sylvain Wiltord) هرگز به عنوان یکی از افسانه های

 آرسنال شناخته نشده است اما او هیچ گاه به خاطر گلی که در

الدترافورد به ثمر رساند و یک دوگانه دیگر را برای باشگاه به ارمغان آورد

 فراموش نخواهد شد.

جدال قهرمانی در فصل 2001/02 رقابت نزدیک و پر پیچ و خمی بود اما

آرسنال با پیروزی در 13 بازی پایانی لیگ، جام را از منچستر یونایتد و

لیورپول ربود.

عده ای به موفقیت تیم آرسن ونگر غبطه می خوردند. با همه این ها،

آرسنال با بازی پویای خود که از پاس های سرعتی تشکیل می شد،

روح جدیدی به لیگ جزیره بخشید و این مسأله باعث شد در مسیر

قهرمانی، توپچی ها در تک تک بازی ها موفق به گلزنی شوند، این

موضوع بیانگر خصوصیات هجومی تفکر مربیشان بود.

برای اولین بار، فینال جام حذفی پیش از اتمام لیگ برگزار می شد.

آرسنال با گل های ری پارلر و فردی لیونگبرگ 2-0 چلسی را شکست

داد تا 4 روز بعد با روحیه ای عالی عازم الدترافورد شود، در حالی که

برای تثبیت سومین دوگانه تاریخ باشگاه تنها به یک امتیاز نیاز داشت.

نشانه ها همگی مثبت بودند زیرا تیم ونگر در طول فصل هیچ گاه با

لباس طلایی خود در خانه حریفان شکست نخورده بود. در شب مشهور

 منچستر، این رکورد همچنان دست نخورده باقی ماند حتی با وجود

غیبت بازیکنانی مانند تونی آدامز، تیری هانری، دنیس برگ کمپ و البته

 بازیکن سال جزیره رابرت پیرس.

آرسنال کنترل قسمت اعظمی از بازی را در اختیار داشت و به هیچ وجه

 جای تعجب نبود که پس از 12 دقیقه از شروع نیمه دوم قفل دروازه

یونایتد را باز کرد.

پارلر از اشتباه سیلوستره استفاده کرد و توپ او را به ویلتورد رساند.

ویلتورد در عمق حرکت کرد و پاس در عمقی را برای لیونگبرگ ارسال

کرد. هافبک سوئدی به راحتی لورن بلان (Laurent Blanc) را از پیش رو

برداشت و در حالی که خوان سباستین ورون (Juan Sebastián Verón)

به سمت او تکل رفت، وی ضربه زمینی خود را به سمت دروازه شلیک

کرد. فابین بارتز (Fabien Barthez) توپ را برگشت داد اما ویلتورد که در

ترکیب آرسنال اغلب زیر سایه تیری هانری قرار داشت خود را به آنجا

رساند و توپ برگشتی را وارد دروازه کرد. این گل جایگاه ویلتورد را در

تاریخ باشگاه آرسنال تضمین کرد و یک دوگانه دیگر را به ارمغان آورد.

این گل جرقه ای برای شروع جشن هایی بود که در کافه های اطراف

لندن به پا می شد، جایی که طرفداران آرسنال جمع شده بودند تا روی

صفحه های بزرگ تلویزیونی مسابقه را تماشا کنند. در اواخر بازی پرچم


غرور آفرین قهرمانی در الدترافورد به اهتزاز در آمد و پس از سوت پایان،

تفنگداران طلایی پوش به سرعت به سمت هوادارانشان دویدند تا در

یکی از پر غرورترین لحظات تاریخ درخشان باشگاه سهیم باشند.


http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/1~2.jpg

49بازی، 36 پیروزی، 13 تساوی و بدون شکست در فصل2003/04  

ترکیب آرسنال رکورد بدون شکست جدیدی را در لیگ از خود به جا

گذاشت

از ماه می 2003 تا ماه اکتبر 2004، رکوردی که تا مدت ها در ذهن ها

 
باقی خواهد ماند و برای همیشه در کتاب رکورد ها به ثبت خواهد شد.


در یک بعد از ظهر پر فشار و در درام بی پایان آن، توپچی ها با پیروزی

4-2 مقابل ویگان اتلتیک جایگاه چهارمی خود را تضمین کردند تا در فصل

بعد بتوانند در رقابت های لیگ قهرمانان اروپا حضور داشته باشند، تا بوی

 لیگ قهرمانان اروپا را از مشام رقیب دیرینه تاتنهام خارج کنند.

تاتنهام در پایان هفته 37 با 65 امتیاز در رده چهارم بود و آرسنال با یک

 امتیاز کمتر پشت سر آن ها قرار داشت. اسپرز در هفته آخر باید در

خانه وستهم به میدان می رفت و توپچی ها نیاز داشتند تا نتیجه ای

بهتر از تاتنهام بدست آورند. رابرت پیرس با گل زود هنگام خود تیم ونگر

را در موقعیت بهتری قرار داد اما دو گل غیر منتظره توسط پل شارنر

(Paul Scharner) و دیوید تامپسون (David Thompson) باعث سکوت

محض در هایبوری شد.

هواداران آرسنال مضطرب گوش های خود را به رادیو چسبانده بودند تا

اطلاعاتی در مورد نتیجه دیدار آپتون پارک (Upton Park استادیوم

وستهم) بدست آورند. وستهم خیلی زود به گل رسید اما تاتنهام پیش

از پایان نیمه اول کار را به تساوی کشاند. نترسید، آرسنال هم بیکار

نماند و تیری هانری در دقیقه 35 گل تساوی آرسنال را به ثمر رساند.

کمی پس از شروع بازی در نیمه دوم خبر رسید که تدی شرینگهام

(Teddy Sheringham) یک پنالتی را برای وستهم از دست داده است اما

جای نگرانی نبود زیرا طولی نکشید که تیری هانری روی پاس رو به

عقب اشتباه تامپسون، دروازه ویگان را برای بار سوم باز کرد.

کاپیتان هت تریک خود را 14 دقیقه مانده به پایان بازی از روی نقطه

پنالتی تکمیل کرد و سپس برای شادی گل خود چمن هایبوری را

بوسید. این شایسته ترین روش برای پایان دادن به فعالیت این زمین

توسط پر افتخارترین مهاجم آن بود. جمعیت حاظر در ورزشگاه نیز چند

 دقیقه بعد با شنیدن خبر گل دوم وستهم به این شادی ملحق شدند.

دقایق پایانی بازی سرشار از شادی، هیجان، فشار و ترس بود. هنگامی

 که سوت پایان به صدا در امد، همه این ها با احساسات بی پایان

ترکیب شد. دو هزار و دهمین و آخرین دیداری که در زمین شگفت انگیز

 قدیمی آرسنال برگزار می شد، خاظره ای ارزشمند را از خود به جا

گذاشت.

هنری پس از آن بازی گفت " شادی من بیانگر همه چیز بود، بر زمین

بوسه خداحافظی زدم، هایبوری تنها یک مکان ویژه است. "

حرف های او احساسات طرفدادران آرسنال را در همه جا طنین انداز کرد

اگر تغییر مکان آرسنال از وولویچ به هایبوری به باشگاه شانس بالا رفتن

از نردبان فوتبال را داده بود، نقل مکان به استادیوم امارات این امکان را به

 باشگاه داد تا خود را در بالاترین سطح حفظ نماید.

بسیار مشکل است که در مورد بزرگی و عظمت این پروژه که آرسنال را

 از استادیوم 93 ساله ی خود به یک استادیوم فوق مدرن و هنری در

نزدیکی محل باشگاه انتقال داد مبالغه گویی نکنیم. باشگاه فقط یک

استادیوم نساخت، بلکه یک اثر هنری با توجه به جامعه محلی خلق

کرد.

آرسنال طرح خود برای نقل مکان به یک استادیوم جدید که در آشبورتون

 گروو (Ashburton Grove) واقع بود را در نوامبر 1999 اعلام کرد. در ماه

می 2002 موافقت کلی در مورد طرح ارائه شده صورت گرفت پس از

تکمیل بودجه، کار احداث آن از فوریه 2004 آغاز شد.

پل های باشکوه شمال و جنوب ظرف مدت 6 ماه در مکان معین قرار

گرفتند و در اکتبر 2004، آن محل به طور رسمی استادیوم امارات نام

گرفت. مراسم رونمایی از این مکان در آگوست 2005 به انجام رسید و

یک سال بعد، استادیوم فعالیت خود را به طور رسمی آغاز کرد.

نخستین بازی این استادیوم، دیدار خداحافظی و قدردانی از دنیس برگ

 کمپ بود که در 22 جولای 2006 برگزار شد. شاید معدود افرادی باشند

 که بتوانند ادعا کنند استادیوم امارات انتظارات را برآورده نکرده است.

این استادیوم به عنوان یکی از بهترین و مدرین ترین استادیوم های

فوتبال در جهان شناخته شده است و در فصل اول فعالیت خود، تمام

بلیت های آن به فروش رفت.

همانطور که مدیر اجرایی ورزشگاه کیت ادلمن(Keith Edelman) پیش از

 این انتقال توضیح داده بود، سودهای مالی حاصل از این نقل مکان

تاریخی به استادیوم جدید به آرسنال اجازه می دهد تا رقابت پذیری خود

 را در بالاترین سطح حفظ کند. او گفت " هدف ما این است که به یکی

از برجسته ترین باشگاه ها در سطح اروپا تبدیل شویم و وقتی به

استادیوم جدید نقل مکان کنیم، در ان موقعیت قرار خواهیم گرفت. به

علاوه این کار درآمد زایی فوق العاده زیادی نیز به همراه خواهد داشت."

" هنگامی که به استادیوم امارات برویم، درصد بیشتری از در آمد خود را

از گیشه ها بدست می آوریم، نزدیک به 50% از درآمد ما تنها در از

محل فروش بلیط ها در استادیوم امارات خواهد بود، در مقایسه با حدود

30% که در هایبوری عاید ما می شد. "

" درآمد حاصل از جایگاه های ویژه (جایگاه گزارشگران، خبرنگاران،

مدیران و سالن های پذیرایی و ... ) تقریباً به تنهایی برابر با کل

درآمدهای هایبوری است. بنابراین این مبلغ را در کنار درآمد حاصل از

51000 تماشاگر بیشتر در استادیوم بدست خواهیم آورد. "

آرسنال در 7 می 2006 با هایبوری خداحافظی کرد تا به 93 سال

حضورش در این خانه دوست داشتنی پایان دهد. هایبوری برای همیشه

خانه مقدس آرسنال باقی خواهد ماند اما استادیوم امارات کلید آینده

است.


http://www.gunnerstrust.com/upload/albums/userpics/44.jpg

با وجود تمام مشکلات، آرسن ونگر برای نخستین بار در تاریخ باشگاه

توانست تیم خود را به فینال لیگ قهرمانان اروپا هدایت کند، او تا حدودی

 توانست فصل جدیدی را در تاریخ درخشان باشگاه شکل دهد.

توپچی ها در حالی به فینال پاریس راه پیدا کردند که در 10 بازی پیاپی

 دروازه خود را بسته نگه داشته بودند، یک رکورد کم نظیر، به رغم اینکه

 در مراحل قبلی این تورنومنت با دفاعی بی تجربه کار را ادامه داده بودند

و دو مدافع توانمند خود یعنی سول کمپبل و اشلی کول را به علت

مصدومیت در اختیار نداشتند. فیلیپ سندروس 21 ساله از دور دوم بازی

 ها در تمام دیدارها به میدان رفت و اوضاع به قدری وخیم بود که هافبک

راست پای آرسنال، متئو فلامینی در دفاع چپ به بازی گرفته شد. در

حالی که بازیکن میانی راست متیو فلامینی دفاع چپ را پوشش می

داد.

آژاکس (Ajax)، اف سی تون (Thun) و اسپارتا پراگ (Sparta Prague)

تیم هایی بودند که در دور گروهی بازی ها هیچ شانسی برای غلبه بر

آرسنال در اختیار نداشتند. شاگردان آرسن ونگر در دور گروهی بازی ها

 5 پیروزی و یک تساوی بدست آوردند و تنها دو بار دروازه خود را باز

شده دیدند. مادریدها در خانه خود اسیر هنرنمایی تیری هانری شدند،

یوونتوسی ها مقابل یک نوجوان 18 ساله به نام سسک فابرگاس

شکست تحقیرانه ای را متحمل شدند، زیر دریایی های ویارئال

نتوانستند از روی نقطه پنالتی عقاب توپچی ها ینس لمن را مغلوب کنند

 و تا دقیقه 77 بازی فینال نیز، آرسنال با 10 مرد از بارسلونای قدرتمند

فرانک ریکارد (Frank Rijkaard) پیش بود.

اتفاقی غیر منتظره در دقیقه 17 صورت گرفت. ینس لمن در موقعیتی تک

 به تک و در حالی که مهاجم کامرونی از او عبور کرده بود، پای ساموئل

 اتوئو (Samuel Eto'o) را کشید. لودویک ژولی (Ludovic Giuly) توپ را

وارد دروازه خالی کرد اما داور مسابقه ترخه هاوگ (Terje Hauge) گل را

باطل اعلام کرد، یک ضربه ایستگاهی چسبیده به محوطه جریمه به

حریف داد و لمن بهت زده را از زمین بازی اخراج کرد!!

اتفاق نظر جمعی بر این موضوع تکیه داشت که گل نباید باطل اعلام

می شد و باید به آرسنال اجازه داده می شد با ترکیب کامل کار را ادامه

دهند. اما به هر حال آرسنال باید این تصمیم را می پذیرفت.

این تمام آنچه بود که اتفاق افتاد. بازیکنان ونگر بار دیگر خود را پیدا کردند

 و پس از 37 دقیقه زمانی فرار رسید که آن ها بیش از پیش به فتح این

جام نزدیک شدند. تیری هانری یکی ضربه آزاد را از سمت راست ذوی

 دروازه ارسال کرد و سول کمپبل با پرواز بلند و ضربه سر استثنایی خود

جای هیچ حرکتی را برای ویکتور والدز (Victor Valdes) باقی نگذاشت.

در بیشتر زمان نیمه دوم، به نظر می رسید مأموریت غیر مکن در حال

انجام شدن است. حتی هانری و لیونگبرگ فرصت های خوبی بدست

آوردند تا اختلاف را بیشتر کنند.

به هر حال 13 دقیقه مانده به پایان بازی، اتوئو از زاویه بسته کار را به

 تساوی کشاند و چند دقیقه بعد ژولیانو بلتی (Juliano Belletti) گل

پیروزی بخش بارسونا را از میان دو پای آلمونیا وارد دروازه کرد. ورود

هنریک لارسن (Henrik Larsson) به زمین تأثیر ویژه ای روی بازی

گذاشت، او سازنده هر دو گل تیمش بود.



منبع:gunnerstrust.com